جایی که کسی به اسم من وجود نداشته باشد ...!
من بارها از دورترین راه ،
توی قلبت طلوع کرده بودم ؛
توو جهانی که سایه هاش از یه حجمی بلندتر از روز کِش میان.
تو ولی میخواستی که جهانت کوتاه تر از شب بمونه
و وقتی بیدار شدی
جایی باشی که هنوز منو ندیده بودی ...
+ و مرا آشناترین غریبه ات گرداندی
[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 19:16 ] [ stgirl_1377 ]
[
ارسال نظر(0)
]










